محمد مهدى ملايرى
322
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اليتيمة همه از آثار ايرانى و از ترجمههاى ابن مقفع بوده و جاحظ هم به همين سبب آنها را در رديف بقيه ترجمهها آورده و به همين دليل هم رسائل عبد الحميد را در رديف آنها ذكر كرده است . « 1 » و باز در جايى ديگر كه جاحظ در رد بر شعوبيه كه به نوشتههاى حكمتآميز و ادبآموزى كه از ايرانيان در دست بوده در برابر اعراب گردنفرازى مىكردهاند گفته از كجا كه اين نوشتهها كار خود ابن مقفع و عبد الحميد و فلان و فلان نباشد ، چيزى كه دلالت دارد بر اينكه آن آثار با ترجمههاى همين افراد در دسترس متأدبان و ادبآموزان و دبيران قرار گرفته است . مجموعهء ديگرى كه امروز در دست نيست ولى به گفتهء ابن نديم ترجمهء مستقيمى از رسائل فارسى به عربى برگردانده به نام « كتاب اليتيمة فى الرسائل » نام برده « 2 » و از آن چنين برمىآيد كه آن كتاب يا مجموعهاى بوده است كه خود ابن مقفع از ترجمه نامههاى جداگانهاى كه از فارسى كرده بوده پرداخته است و يا اينكه آن مجموعه به همان صورت در فارسى وجود داشته و وى آن را به همان گونه كه يافته بوده است ترجمه كرده . يكى ديگر از اين مجموعهها كه آن هم به احتمال قوى ترجمهاى از همان مجموعههاى فارسى بوده كتابى است كه ابان بن عبد الحميد لاحقى آن را براى برمكيان به شعر مزدوج درآورده بوده و ابن نديم آن را به نام « كتاب رسائل » خوانده است . آنچه اين احتمال را قوت مىبخشد اين است كه ابان معمولا كتابهايى را به شعر مزدوج درآورده كه عموما در ادب و حكمت بوده و از زبان فارسى به عربى ترجمه شده بوده و ابن نديم هم اين « كتاب رسائل » را در رديف كتابهايى مانند كليله و دمنه و سيره اردشير و سيره انوشيروان و بلوهر و بوذاسف و حكم الهند « 3 » آورده است . گرچه مىتوان احتمال داد كه اين كتاب همان باشد كه
--> ( 1 ) . ثلاث رسائل للجاحظ به تصحيح يوشع فنكل قاهره 1344 ه . ق ، ص 42 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 118 . دربارهء اين كتاب بدشناخته و ناپيدا در بخش مربوط به ابن مقفع و ترجمههاى او با تفصيل بيشترى سخن رفته . ( 3 ) . الفهرست ، ص 119 .